سهم جنگ در ناترازیهای جدید اقتصادی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بعد از شکست آمریکا در میدانهای نبرد و دیپلماسی، در مرحله بعدی وارد جنگ اقتصادی شده است. باید دقت کرد، در این جنگ نیز همچنان که در دو عرصه قبلی زد و خورد وجود داشت، آسیبها و موفقیتهایی نیز وجود دارد. همانگونه که جمهوری اسلامی ایران با مدیریت جدید تنگه هرمز و سایر ابزارها خسارتهایی به اقتصاد آمریکا و جهان وارد کرده است، دشمنان نیز در تلاش هستند از راه اقتصاد به ایران ضربه بزنند.
در میان مدت کاهش درآمدهای نفتی و تداوم محاصره دریایی میتواند تأثیراتی داشته باشد
ضربات ایران به اقتصاد جهانی در این مرحله ناشی از حملات محور آمریکایی-صهیونیستی، بسیار دردناکتر، هدفمندتر و با عمق بیشتر بوده؛ چه اینکه وزیر اقتصاد دولت جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا اعتراف کرد جنگ ترامپ باعث تورم سه برابری در داخل آمریکا شده، وضعیت بازارهای مالی دنیا مشخص است و شاهد تضعیف پترودلار در منطقه و قدرت گرفتن یوآن چین هستیم.
محاصره دریایی ایران و ضرباتی که به اسکلههای کشور وارد شده باعث محدودیتهایی در حوزه اقتصادی میشود، ازجمله اینکه میزان فروش نفت کشور کاهش یافته، ولی رقم فروش همچنان بالاست. درواقع، نفت را اکنون به قیمت واقعی میفروشیم و بنا بر گزارشها، ضریب تسویه و سرعت گردش مالی بهبود یافته است.
با وجود این، بهطور کلی در شرایط جنگ کاهش فروش نفت بهوجود میآید و صادرات ایران از محل گاز، برق و پتروشیمی تا حدی متوقف میشود که این فرایند کاهش بخشی از درآمدهای نفتی ایران را رقم میزند. تأثیر این نقصان در بودجههای عمومی ملموس است. علاوه بر این، بهدلیل شرایط جنگی بیش از 40 روز شهرکهای صنعتی تعطیل یا نیمه تعطیل بودند، ضریب تولید کاهش یافته است و این وضعیت شرایط تسویه مالی را با بدنه کارمندی و کارگری سخت میکند.
این موارد آثار طبیعی کوتاهمدت جنگ است، اما در میان مدت کاهش درآمدهای نفتی و تداوم محاصره دریایی میتواند تأثیراتی داشته باشد، ازجمله اینکه با افزایش ضریب خطر بیمههای کشتیرانی گرانتر میشود و این مورد بر قیمت تمام شده کالا اثر میگذارد. علاوه بر این، با آسیب به اسکلهها، توقف کشتیها طولانیتر میشود و در فرایندی قیمت کالاها افزایش مییابد.
موارد یادشده از عوارض میان مدت است و لذا گرانیهای اخیر چندان ارتباط با شرایط جنگی کشور ندارد. دی ماه سال گذشته جمهوری اسلامی جراحی بزرگ اقتصادی انجام داد و آن، بحث حذف ارز ترجیحی بود. همان زمان کارشناسان در محافل مختلف هشدار داده بودند تأثیر آن جراحی در حوزه مواد اولیه است و در افق دو تا سه ماهه نتیجه اش مشخص میشود. لذا اکنون شاهدیم آن جراحی در حذف ارز ترجیحی اثر خود را بر برخی کالاها ازجمله سبد پروتئینی گذاشته و بخشی از گرانیها نتیجه همان جراحی است. در حوزه اقلام خوراکی مصرفی و خاصه سبد پروتئین، محصولات با قیمت نهادههای جدید توزیع میشود که دولت اهتمام دارد آن را با افزایش مقطعی یارانهها مدیریت کند.
بیتردید سهم عمدهای از گرانیها شیطنت است. شیطنت جاهایی شکل میگیرد که دلالها چون انتظار تورم و بهانه برای کاهش عرضه وجود دارد، در صنایعی بهویژه صنایع مادر مانند خودرو، لوازم خانگی و... که با کاهش عرضه یا انتظار تورمی در قسمت اول زنجیره یعنی تولیدکننده مواجه است، شیطنت میکنند.
در این شرایط مردم انتظار دارند دستگاه قضایی بهشدت و با جدیت به بحث اختلال اقتصادی ورود کند. دولت نیز باید با ابزارهای خود جلوی جولان دلالان را در بازارهای هدف بگیرد. هرچند دولت و دستگاه قضایی وظایفی برعهده دارند که باید انجام دهند، ولی در این شرایط که مردم پشتیبان میدان و دیپلماسی بودند و هستند، باید تابآوری خود را حفظ کنند و در این بحث رسانهها نقش مهمی میتوانند ایفا کنند.
دشمن با ابزارهای داخلی خود در عملیات روانی علیه مردم بهشدت با اعداد و ارقام بازی میکند. بهعنوان نمونه عدد بیکاری 2 میلیون ادعا شد، درحالیکه صندوق بیمه بیکاری تأمین اجتماعی رقم واقعی را حدود 300 هزار نفر اعلام کرد. یا اینکه ادعای تعدیل نیروی فولاد مبارکه مطرح شد، درحالیکه طبق گزارشهای رسمی حتی یک نفر هم تعدیل نشده است.
وقتی با عملیات روانی دشمن مردم از شرایط اقتصادی، اجتماعی کوتاهمدت خود نگران شوند، شاهد بروز رفتارهای هیجانی خواهیم بود
در شرایط جنگی یکی از تدابیر دولتها ذخیره صنایع مادر است و پتروشیمی بهعنوان صنعت مادر تا مدتها ذخیره دارد و کمبودی وجود نخواهد داشت. همه ادعاها در این حوزهها همان شیطنت هایی است که باید در همه زوایا هشیار بود و با آن مقابله کرد.
دشمن بهدنبال عملیات روانی و مهندسی آن بهگونهای است که مردم را از اعتماد به عملکردهای دولت سلب کند. شاهد بودیم در جنگ چون مردم از شرایط ذخیره کالا اطمینان داشتند، تابآوری وجود داشت و رسانهها شفافسازی میکردند، مردم توجهی به ادعاهای دروغین دشمن نداشتند و کالاها و توزیع آنها در کشور بهخوبی انجام شد و کمبودی احساس نشد.
حال، وقتی با عملیات روانی دشمن مردم از شرایط اقتصادی، اجتماعی کوتاهمدت خود نگران شوند، شاهد بروز رفتارهای هیجانی خواهیم بود. اگر این رفتار به مصرف هیجانی یا تقابل در جامعه بکشد، در شرایط جنگ بهمعنای از دست دادن همه آن موفقیتهایی است که در جنگ در بحث اجتماعی کسب کرده بودیم.
عمده آوردههای مالی تنگه هرمز فعلاً بالقوه است و تا نقد شدن فاصله دارد. ضمن اینکه در صورت نقد شدن باید ابتدا خرج بازسازی زیرساختها ازجمله پتروشیمی ها شود. طبعاً گمان اینکه از این محل اقتصاد کشور پساجنگ بهبود یابد غلط است. نباید با فضاسازی احساسی شرایط کوتاهمدت اقتصادی را غیرقابل تحمل کرد و باید مراقب رفتارهای هیجانی مردم در برخورد با مشکلات اقتصادی بود.